تبليغاتX
میرحسین موسوی
<<jahanam> ----------------------- - سلامی به گرمی صفر کلوین ---------------------- ----------------- ---------------------- سلامی به گرمی صفر کلوین ------------------ -------------------- ---------------------- کینگ مسعود بزرگ
سلام ....

بالاخره تصمیم گرفتم منت بذارم و یه آپی هم بکنیم...(محض خنده)

ولی برای امروز طبق معمول چیزی در نظر نگرفتم....

پس یه سری کلیپ گذاشتم واسه اونایی که موبایل دارن یا حداقل برنامه ای دارن که با اون  3gp ببینن .....

برای دیدن باید دانلود کنید... چی فکر کردین فکر کردین همین جوری ییهو میره تو کامپیوترتون....

خوب هرکی دلش خواست نظر بذاره ولی اگه دانلود کنی ولی نظر نذاری خیلی بدی.....(منبع مجله اینترنتی سو)

 

۱.در مزیت دوپینگ....

۲.یک شیرجه استثنائی

۳.لاستیکی که از خود ماشین سریعتره...

۴.بولینگ به روش جدید....

۵.سوتی عجیب یک گوسفند ...

۶.روشی جدید برای ساخت پژو 206

۷.رانندگی یعنی این...

امید وارم خوشتون بیاد(مگه میشه نیاد) واز اینکه دیر به دیر آپ میکنم ناراحت نباشین(غلط میکنین...)

اگه سعی کردید دانلود کنید وبا مشکل روبرو شدید حتما بگید تا در اولین فرصت لینکشو درست کنم....

مخلص همه بروبچز .... مسعود بزرگ

+ دسترنج حاج کینگ مسعود بزرگ در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 0:2 AM |
در اینجا از دوستانی که به اونها خبر نداده بودم آ پ کردم معذرت میخوام....

امروز یکی از اشعار یکی از بزرگترین شاعران قرن رو براتون آماده کردم .....

این شاعر گمنام اگر چه شعراشو با وزن شعرهای دیگر شاعران میگه واز اونها تقلید میکنه ولی چیزی از بار ادبی این اشعار نمیکاهد ...

قایقی ساخته ام          خواهم انداخت به آب

میروم سوی شمال       به سوی نارنجستان ....

 کسایی که مجذوب این شعر شدن کم نیستن ....

از جمله اونا میشه به داداش سعیدام اشاره کنم که با شنیدن این شعر در کما رفتن....

حالا به نظر من بهتره وجه تسمیه شعر رو بیان کنیم....ساکت لطفا...با شمام اون دهنتو ببند....تو اون مخ خرت فرو کن... من با استعدادم...

 

بله بریم سر اصل مطلب:      قضیه از این قراره که شاعر در عصر دیجیتال میزیسته ودر این عصر مردم علاقه شدیدی به دانشگاه داشتن...به همین دلیل دانشگاه ها سرشار از دانشجو(به معنای طالب درس نیست)بوده است...

در آن فضای معنوی یک دانشگاهی بود به نام دانشگاه سمنان...

در این دانشگاه معتبریک رشته ای تدریس میشد بنام مکانیک

این رشته ۹ میلیون نفر تحصیل میکردن...

در بین این میلیون ها نفر دوتا از داداشای منم بودن.

توی یکی از کلاسا که اسمش زبان بود یه دختره ۴۰۰-۵۰۰ تا کلمه انگلیسی بلغور کرد وسرانجام گفت:I traveled in Shomal

و با گفتن این جمله تمام کلاس به خنده و یک نفر به فکر افتاد بله همان شاعر گمنام خودمان....

تازه بعد از این افتضاح دختر کم نمیاورد و به سو تی دادن ادامه میدهد..

وی در جواب استاد مبتنی بر اینکه چه شهری را در شمال  دوست داری ؟! گفت : نارنجستان....!

وای خدای من این اسم یه هتل بود نه شهر....

وبه این علت بود که شاعر ما عزمشو جزم کرد تا این شعرو بگه.....!      تشویق کنید...

هوی با توام تشویق کن...

 ودر اینجا میرسیم به بخش اصلی مطلب ....

بله من چون استعدادخاصی در سرودن شعر دارم ودوستان خبردارندتصمیم گرفتم به این شاعر کمک کنم و شعرشو با باقی سوتی هایی که دوستان همان سوژه داده بودند تکمیل کنم ...

       رباتی کشف خواهم کرد...     در ردیف یکی مانده به اول

            میروم سوی شمال           به سمت نارنجستان... 

+ دسترنج حاج کینگ مسعود بزرگ در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 6:35 PM |
-------------------- -------------------- -------------------- -------------------- -------------------- -------------------- -------------------- -------------------- --------------
-------------------------