در اینجا از دوستانی که به اونها خبر نداده بودم آ پ کردم معذرت میخوام....
امروز یکی از اشعار یکی از بزرگترین شاعران قرن رو براتون آماده کردم .....
این شاعر گمنام اگر چه شعراشو با وزن شعرهای دیگر شاعران میگه واز اونها تقلید میکنه ولی چیزی از بار ادبی این اشعار نمیکاهد ...
قایقی ساخته ام خواهم انداخت به آب
میروم سوی شمال به سوی نارنجستان ....

کسایی که مجذوب این شعر شدن کم نیستن ....
از جمله اونا میشه به داداش سعیدام اشاره کنم که با شنیدن این شعر در کما رفتن....
حالا به نظر من بهتره وجه تسمیه شعر رو بیان کنیم....
ساکت لطفا...با شمام اون دهنتو ببند....
تو اون مخ خرت فرو کن... من با استعدادم...
بله بریم سر اصل مطلب: قضیه از این قراره که شاعر در عصر دیجیتال میزیسته ودر این عصر مردم علاقه شدیدی به دانشگاه داشتن...
به همین دلیل دانشگاه ها سرشار از دانشجو(به معنای طالب درس نیست)بوده است...
در آن فضای معنوی یک دانشگاهی بود به نام دانشگاه سمنان...
در این دانشگاه معتبر
یک رشته ای تدریس میشد بنام مکانیک
این رشته ۹ میلیون نفر تحصیل میکردن...

در بین این میلیون ها نفر دوتا از داداشای منم بودن.
توی یکی از کلاسا که اسمش زبان بود یه دختره ۴۰۰-۵۰۰ تا کلمه انگلیسی بلغور کرد وسرانجام گفت:I traveled in Shomal
و با گفتن این جمله تمام کلاس به خنده و یک نفر به فکر افتاد بله همان شاعر گمنام خودمان....
تازه بعد از این افتضاح دختر کم نمیاورد و به سو تی دادن ادامه میدهد..
وی در جواب استاد مبتنی بر اینکه چه شهری را در شمال دوست داری ؟! گفت : نارنجستان....!
وای خدای من این اسم یه هتل بود نه شهر....
وبه این علت بود که شاعر ما عزمشو جزم کرد تا این شعرو بگه.....! تشویق کنید...
هوی با توام تشویق کن...
ودر اینجا میرسیم به بخش اصلی مطلب ....
بله من چون استعدادخاصی در سرودن شعر دارم ودوستان خبردارند
تصمیم گرفتم به این شاعر کمک کنم و شعرشو با باقی سوتی هایی که دوستان همان سوژه داده بودند تکمیل کنم ...
رباتی کشف خواهم کرد... در ردیف یکی مانده به اول
میروم سوی شمال به سمت نارنجستان...
+ دسترنج حاج کینگ مسعود بزرگ در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت
6:35 PM |